2

ما دو نفر بودیم

باد که آمد

یکی رفت و خاطره شد

یکی ماند تا خاطراتش را مرور کند

/ 6 نظر / 12 بازدید
علی اصغر قره خانی

درود بر شهاب عزیز ، شهاب جان اگه یادت باشه این شعر رو یه شب برای ما خوندی و همه ما از این شعر لذت بردیم. یادش به خیر... [گل]

افسانه

نمیدونم اونی که می ره کجاست و چه میکنه ولی میدونم اونی که میمونه و خاطرات رو مرور میکنه رنج بسیار بسیار بزرگی رو تحمل میکنه.

یاسان

در قصه ی سنگ و قاصدک تو قاصدک شدی و رفتی من سنگ شدم,تا برای همیشه در کنار خاطراتت بمانم. عمو شهاب بازم حرف دل منو زدی؟

عاطفه

عمو شهاب با اجازه شما من اینطوری ادامه می دادم:باد که می امد همدیگر را در اغوش می کشیدیم تا یک تن شویم وباقی بمانیم .