چوپانی حوالی تهران


لیخیا گی‌ین (ligia guillen) در سال ١٩٣٩ در نیکاراگوئه متولد شد. تاریخ درست مرگ او مشخص نیست. اشعارش اشاره به نوعی رجعت انسانی دارد که در ساختار زبانی کاملا ً زنانه مطرح می شود. استفاده از نوعی رمزگونگی در فضایی نوستالژیک از ویژگی‌های بارز شعر اوست.


در پناهگاه شناختن


وقتی از خواب بیدار شدم

حلزونی نرم و برهنه

که پوششی را به اجبار روی من گذاشتند

که هرگز اندازه من نبود

تهنا در خانه‌ی آینه‌ها خواهم شناخت شبهی از چهره‌ی خود را که گریه می‌کند

چراکه این پوشش برای من بزرگ است


EN EL REFUGIO CONOCERE

Al salir del sueño
caracol tierno y desnudo,
se me impuso
una envoltura
que no tendrá nunca mis medidas.
Sólo en la casa de los espejos
conoceré el aspecto de mi sombra
que llora porque me qu

این‌گونه میرسم


در هر چشمه

 میان سپیدارها

صدایم را شستم

صیقل اش دادم

شبیه تکه‌ای از سنگ انیکس

تا شفاف و آسمانی شود

و آن را شیبه گردنبندی از نقره

به گردنم آویختم

این‌گونه به او خواهم رسید

مثل صدایی که تازه متولد شده است

ASÍ REGRESO

En cada fuente entre las alamedas
lavé mi voz,
la pulí como un trozo de ónix
hasta dejarla transparente y celeste;
me la coloqué al cuello
(como pendiente de plata)
y así regresaré con ella
como si fuera una voz
que acaba de nacer.


هنگام طوفان

لباس‌هایم را گم کردم

تنها به گاه برهنگی فهمیدم

که اسم رمز را با آتش می‌نویسند

SÓLO DESNUDA CONOCÍ

Dejé las vestiduras
Perdidas durante la tormenta.
Sólo desnuda conocí
que se escribe con fuego.
el nombre del misterio


۱۳۸٧/٥/۱٤ | ۸:٠۸ ‎ب.ظ | شهاب نادری مقدم | نظرات () |
Design By : nightSelect.com