چوپانی حوالی تهران


حرف های تو آرام ام نمی کند دیگر

خواب های تو خام ام نمی کند دیگر

اشک های تو پاک ام نمی کند دیگر

بر تنم تاثیر ندارد دیگر

در کاسه رزق تو

فرشته بازیگوشی ادارار به یادگار گذاشته است

تا آسمان پر از لبخند شود

حالا نزدیکای خودم هستی تو

در آتشفشان دست هایم

تشنه

خسته

بی امان آب

آماده است برات مرد

بنوش

نجس نیست

ادار جبرییل شش ماه است

بنوش بی شرف

کسی شبیه تو را تسکین می دهد این شاش مقدس

بسوز پیر سگ

از خاکسترت عودی برای مردگان بودایی فراهم می کنم

تا تمام گورهای آشنات

میلاد لجن باشند

به خانه خود برگرد

تنها

اشباح لوچ

در انتظار تو هستند

من خاطرات تو را

همراه با نوح زادگان مست

غرق مرداب کرده ام

تف در دهانم

اشتیاق تن ات را دارد

آرام تر بخواب نواده اشعس

تو باید

هر روز که بیدار می شوی

صبح به خیر انبوهی توله سگ خیابانی را جواب بدهی

فقط خاطرت باشد

از کفل هات مثل چشمهات مراقبت کنی

چرا که قرار بر این

به شقیقه های سفید که رسیدی

روی شان راه بروی

بعد ما

دست بر عورت های لخت خود

با نشانه ای به دهانت

کام ات را سرشار از عسل های انسانی کنیم

آرام تر بخواب پیر سگ

 

۱۳۸٧/٦/۱٩ | ٤:٤٩ ‎ب.ظ | شهاب نادری مقدم | نظرات () |
Design By : nightSelect.com